جستجو |
چهارم : عهد و میثاق خاصّ (حضرت عبدالبهاء)
Submitted by admin on (03.04.88) (24.06.2009)
چهارم – عهد و میثاق خاصّ: «...حضرت عبدالبهاء چنین عهدی را از یاران الهی در بارهء نظم اداری گرفت» دو وصیّ ۲۰ – «ای یاران مهربان بعد از مفقودی این مظلوم باید اغصان وافنان سدرهء مبارکه و ایادی امر الله و احبّای جمال ابهی توجّه به فرع دو سدره که از دو شجرهء مقدّسهء مبارکه انبات شده و از اقتران دو فرع دوحهء رحمانیّه بوجود آمده یعنی شوقی افندی نمایند زیرا آیت الله و غصن ممتاز و ولیّ امر الله و مرجع جمیع اغصان و افنان و ایادی امر الله و احبّاء الله است و مبیّن آیات الله و من بعده بکراً بعد بکر یعنی در سلالهء او.» («الواح وصایا» ص ۱۱ – ۱۲) ۲۱ – «امّا بیت عدل الّذی جعله الله مصدر کلّ خیر و مصوناً من کلّ خطاء باید به انتخاب عمومی یعنی نفوس مؤمنه تشکیل شود. و اعضاء باید مظاهر تقوای الهی و مطالع علم و دانائی و ثابت بر دین الهی و خیرخواه جمیع نوع انسانی باشند...» («الواح وصایا» ص ۱۵) ۲۲ - «...مرجع کلّ کتاب اقدس و هر مسألهء غیر منصوصه راجع به بیت عدل عمومی، به بیت عدل آنچه بالاتّفاق و یا باکثریّت آراء تحقّق یابد همان حقّ و مراد الله است...» («الواح وصایا» ص ۲۱) ۲۳ - ...آن هیاکل مقدّسه، (حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء) با بیانی صریح و قاطع دو مؤسّسهء توأمان بیت العدل اعظم و ولایت امر الله را به عنوان جانشینان خود معیّن فرمودهاند که بر وفق تقدیرات مقدّرهء الهیّه به وظائفشان پردازند و این وظائف همانا اجراء اصول و ترویج حدود و محافظهء مؤسّسات و تطابق امر الله در عین امانت و حکمت با مقتضیات دائمالتّغیّر زمان و تحقّق میراث مرغوب خللناپذیر بانی امر یزدان در عالم امکان است. (ترجمه)(THE WORLD ORDER OF BAHA’U’LLAH, 1982, 99.19-20) ۲۴ - ...بنا بر عهد و میثاق الهی حضرت شوقی افندی در دورهء حیات مبارکش به عنوان ولیّ امر الله مرجع اهل بهاء محسوب... و حال مقام مرجعیّت اهل بهاء به بیت العدل اعظم راجع. (ترجمه). (قسمتی از دستخطّ صادره از طرف بیت العدل اعظم۹ نوامبر ۱۹۸۱) سلطه و اختیار ۲۵ -«...فرع مقدّس و ولیّ امر الله و بیت عدل عمومی که به انتخاب عموم تأسیس و تشکیل شود در تحت حفظ و صیانت جمال ابهی و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلی روحی لهما الفداست. آنچه قرار دهند من عندالله است من خالفه و خالفهم فقد خالف الله و من عصاهم فقد عصی الله و من عارضه فقد عارض الله و من نازعهم فقد نازع الله و من جادله فقد جادل الله و من جحده فقد جحد الله و من انکره فقد انکر الله و من انحاز و افترق و اعتزل عنه فقد اعتزل و اجتنب و ابتعد عن الله...» («الواح وصایا» ص ۱۲) ۲۶ - ...از این بیانات کاملاً واضح و روشن است که ولیّ امر مبیّن آیات الله و بیت عدل اعظم واضع احکام غیر منصوصه است. تفسیر و تبیین ولایت امر در دایرهء خویش همانقدر مورد تمکین و انقیاد است که قوانین موضوعهء بیت عدل که حقوق و امتیازاتش وضع قوانین وا حکام غیر منصوصهء حضرت بهاءالله است هیچیک از این دو نمیتواند به حدود مقدّسهء دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدّی نخواهد نمود... («دور بهائی» ص ۷۹ – ۸۰) ۲۷ - ...باید بخاطر داشت که الواح حضرت بهاءالله بالصّراحه حاکی از آنست که اعضای بیت عدل اعظم در تمشیت امور اداری امر الله و وضع قوانین لازمهء مکملّهء کتاب اقدس مسئول منتخبین خود نمیباشند و نباید تحت تأثیر احساسات و آراء عمومیّه و حتّی عقاید جمهور مؤمنین و مؤمنات و یا نفوسی که مستقیماً ایشان را انتخاب نموده اند قرار گیرند بلکه باید همواره در حال توجّه و ابتهال به حکم وجدان خویش رفتار نمایند و بر ایشان فرض است که به اوضاع و احوال جاریهء هیأت جامعه آشنائی کامل حاصل نمایند و بقضایای مرجوعه بدون شائبهء غرض رسیدگی کنند ولی حقّ نهائی اخذ تصمیم را برای خویش محفوظ دارند. کلمهء مبارکهء «انّه یلمهم ما یشاء» اطمینان صریح حضرت بهاءالله به این نفوس است و بنابراین فقط این نفوس مهابط هدایت وا لهامات الهیّهاند نه هیأت منتخبین. («دور بهائی» ص ۸۵ – ۸۶) صعود حضرت ولیّامرالله ۲۸ – در موقع صعود حضرت ولیّ محبوب امر الله از اوضاع و احوال و همچنین مقتضیات صریح نصوص مبارکه واضح بود که برای آن حضرت غیر ممکن بود طبق مندرجات الواح وصایای حضرت عبدالبهاء جانشینی برای خود انتخاب نمایند... (۱) (ترجمه)(«دستخطهای بیت العدل اعظم» ج ۱، ص ۱۵۸) ۲۹ – بیت العدل اعظم متوجّهاً مبتهلاً بعد از غور و تمعّن دقیق در نصوص مقدّسهء مبارکه راجع به تعیین وصیّ حضرت شوقی افندی ربّانی ولیّ امر الله و بعد از مشاورات مفصّل و همچنین ملاحظهء آراء حضرات ایادی امر الله مقیم ارض اقدس باین نتیجه رسید که طریق تعیین ولیّ ثانی امر بهائی وصیّ حضرت شوقی افندی ربّانی بکلّی مسدود و امکان تشریع قوانینی که تعیین من هو بعده را میسّر سازد بالمرّه مفقود است. این قرار را به جمیع یاران ابلاغ نمائید.(«دستخطهای بیت العدل اعظ»ج ۱، ص ۱۵) بیت العدل اعظم ۳۰ – عهد و میثاق حضرت بهاءالله ناگسستنی و قدرت فائقهء محیطه اش خللناپذیر است دو کیفیّت خاصّ که این میثاق عظیم را از مواثیق الهیّه در ادیان سالفه ممتاز و مشخّص میسازد پیوسته لن یتغیّر و نافذ بوده و خواهد بود. اوّل کلمة الله که در این دور اعظم بطهارت و اصالت خود باقی و به تبیینات مقدّسهء حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّامرالله مؤکّد و از تصرّفات افکار و عقاید مجعولهء بشری مبرّی و از قیاسات و استنباطات نارسا و تعبیرات و تفسیرات غیر منصوص مصون و محفوظ خواهد بود. ثانی هدایت الهیّه که باب آن همواره مفتوح بوده و هست و اکنون از طریق مؤسّسهء عظیمهای که بارادهء مقدّسهء حضرت بهاءالله تأسیس یافته و به عنایات مبارکهاش قدرت عالیه و هدایت لاریبیه بدان مفوّض گشته تجلّی مینماید. مؤسّسهای که بر حسب مقتضیات زمان و مکان امور جامعهء انسانی را تمشیت میبخشد. حضرت مولی الوری راجع به این مؤسّسهء عظیمه چنین میفرماید«این مجمع مرجع کلّ امور است". حال مصداق بیان مبارکهء حضرت بهاءالله واضح و آشکار میگردد که میفرماید: ید قدرت الهیّه این ظهور اعظم را بر اساس متین و محکم استوار فرموده که طوفان انقلابات عالم امکان بنیان آنرا هرگز منهدم ننماید و اوهام بشریّه بنیاد آنرا متزلزل نسازد» (ترجمه). («دستخطهای بیت العدل اعظم» ج ۱، ص 20 –22) ۳۱ – بیت العدل اعظم که بفرمودهء هیکل مبارک حضرت ولیّامرالله در آیندهء ایّام به عنوان «آخرین ملجأ و پناه مدنیّت متزلزل و پرآشوب» محسوب، در حال حاضر در غیبت ولیّ امر تنها مؤسّسهای است در عالم که تحت هدایت مصون از خطای الهی قرار داشته و همه باید بآن ناظر باشند. این مؤسّسه مسئولیّت تضمین وحدت و پیشرفت امر الهی را بر حسب نصوص مبارکه بر عهده دارد... (ترجمه) («دستخطهای بیت العدل اعظم» ج ۱، ص ۳۲۰) ۳۲ – معصومیّت بیت العدل اعظم در حدود معیّنهء خودش معلّق به حضور ولیّ امر الله به عنوان عضو آن هیأت نیست ... هرچند از وظیفهء ولیّ امر الله به عنوان عضو و رئیس مقدّس مادام العمر بیت العدل اعظم خارج باشد معذلک درعین انجام امور در دایرهء مخصوص خود این حقّ و وظیفه را دارد که "حدود عمل قانونگزاری" بیت العدل اعظم را معلوم نماید بعبارة اخری ولیّ امر الله اختیار بیان این مطلب را داشته است که فلان موضوع در نصوص مقدّسه ذکر شده است یا نه و بنابراین آیا در حیطهء اختیار بیت العدل اعظم بوده است که در بارهء آن قانونی وضع نماید یا خیر و غیر از ولیّ امر الله هیچکس حقّ و اقتدار چنین اظهار نظری را ندارد ودر نتیجه این سؤال پیش میآید که در غیبت ولیّ امر الله آیا بیت العدل اعظم در معرض انحراف از منهج مستقیم خود نخواهد بود و در ورطهء خطا واشتباه نخواهد افتاد؟ در اینجا سه موضوع را ما باید بخاطر بیاوریم: اوّل اینکه حضرت شوقی افندی طیّ سی و شش سال دورهء ولایت خود تبیینات و توضیحات بیشمار ادا فرموده و بیانات حضرت عبدالبهاء و جمال اقدس ابهی را تکمیل نموده است و چنانکه قبلاً به یاران خاطرنشان گردیده، بیت العدل اعظم برای اینکه در موضوعی بخواهد وضع قانون نماید این عمل قانونگزاری همیشه مسبوق به تمعّن دقیق در آثار و تبیینات مبارکه میباشد. ثانیاً بیت العدل اعظم با اینکه متّکی بهدایت الهیّه است بخوبی غیبت ولیّ امر الله را درک میکند و تنها موقعی بوضع قانون میپردازد که از شمول آن در حوزهء حاکمیّت و اختیار خود مطمئن باشد. حوزهء حاکمیّتی که حضرت ولیّامرالله مؤکّداً در بارهء آن میفرمایند: «به کمال وضوح تعیین و تصریح گردیده است.» ثالثاً ما نباید بیان کتبی حضرت ولیّامرالله را در بارهء این دو مؤسّسه فراموش کنیم که میفرماید:«هیچکدام از آنها نمیتواند و هرگز نباید به حدود و وظائف مقدّسه و مقررّهء دیگری تخطّی نماید.» («دستخطهای بیت العدل اعظم» ج ۱، ص ۳۰۳ – ۳۰۷) ۳۳ – بیت العدل اعظم علاوه بر وظیفهء تشریع به وظائف وسیعهء دیگری یعنی محافظه و ادارهء امر الله و حلّ مسائل مبهمه و حکم در امور مابه الاختلاف نیز موظّف گشته است. (MESSAGES FROM THE UNIVERSAL HOUSE OF JUSTICE: 1968 – 1973, PP. 38 – 39) ۳۴ – به بیت العدل عمومی بنا به فرمودهء حضرت ولیّامرالله "این حقّ انحصاری اعطا شده که در بارهء مسائل غیر منصوص در آثار بهائی وضع قانون نماید." احکام صادره از بیت العدل عمومی که خود آن هیأت حقّ اصلاح و نسخ آنرا دارد در حکم متمّم و وسیلهء اجرای قانون الهی است. هرچند وظیفهء تبیین به بیت العدل تفویض نشده ولکن این هیأت صلاحیّت دارد که برای استقرار نظم جهانی حضرت بهاءالله در روی زمین به هر اقدامی که لازم داند قیام نماید و یقین است در امر بهائی با در دست داشتن نصوص محکمهء الهیّه و تبیینات مفصّلهء حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی ربّانی وحدت عقیده و ایمان حفظ میگردد مضافاً به اینکه علیه هرکس که از پیش خود تفسیر یا تبیین نماید و آنرا باصظلاح «معتبر» یا «ملهم» داند و بخواهد وظیفهء ولیّ امر الله را غصب نماید منع و تحذیر اکید صادر گردیده است. وحدت اداری وتشکیلات بهائی نیز با اقتداری که به بیت العدل عمومی داده شده تأمین شده است. (ترجمه) («دستخطهای بیت العدل اعظم» ج ۱، ص ۱۷۴ – ۱۷۵) ۳۵ – در امر بهائی دو مرکز منصوصند که به عنوان مرجع یاران تعیین شدهاند در حقیقت مبیّن کلمة الله بمنزلهء فرع مرکزی است که عبارت از نفس کلمة الله است. یعنی کتاب الهی مجموعهء بیانات حضرت بهاءالله است و مبیّن بمنزلهء لسان زندهء آن کتاب زیرا فقط و فقط مبیّن است که اختیار دارد که بگوید معنی آیات کتاب چیست. به این نحو ملاحظه میشود که یک مرکز عبارت است از کتاب الله و مبیّن منصوصش و مرکز دیگر بیت العدل اعظم که به هدایت الهی به تشریع آنچه بالصّراحه در کتاب الله منصوص نگشته مأمور است. شیوهء مذکور یعنی وجود دو مرکز امر الله و تعیین روابط بین آنها در هر مرحله از مراحل امر الهی مشهود است. در کتاب اقدس حضرت بهاءالله مؤمنان را دلالت میفرماید که پس از صعود حضرتش به کتاب الله و به «من اراده الله الّذی انشعب من هذا الاصل القدیم» ناظر باشند. در کتاب عهدی حضرت بهاءالله میفرماید که مقصود از آن آیهء مبارکهء حضرت عبدالبهاء است. و نیز حضرت بهاءالله در کتاب اقدس مؤسّسهء بیت العدل اعظم را تأسیس و اختیاراتی را که برای اجراء وظائف معیّنه اش لازم است تنصیص فرموده است. حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا صریحاً به تأسیس مؤسّسهء ولایت امر الله که بنا به تصریح حضرت شوقی افندی در آیات کتاب اقدس نیز مندمج است پرداخته و نیز در همان الواح وصایا اختیارات بیت العدل اعظم را تأیید وتوضیح میفرماید و جمع مؤمنان را باز متوجّهء کتاب الله میسازد...« مرجع کلّ کتاب اقدس و هر مسئلهء غیر منصوصه راجع به بیت عدل عمومی» و در آخر الواح وصایا می فرماید «کلّ اقتباس از مرکز امر و بیت عدل نمایند و ما عداهما کلّ مخالف فی ضلال مبین» (ترجمه) (MESSAGES FROM THE UNIVERSAL HOUSE OF JUSTICE: 1968 – 1973, PP. 42 – 43) یادداشت: (۱) حضرت ولیّامرالله فرزندی نداشتند و اغصان نقض عهد نموده بودند. |

