جستجو |
بخش پنجم- نقش خاص فرد بهائی
Submitted by admin on (10.09.88) (01.12.2009)
اینجانب بعنوان یك فرد بهائی چه میتوانم انجام دهم؟ هر یك ازما به محض اینكه بهائی می شویم ملزم به آن هستیم كه طبق تعالیم و دستورات الهیه سعی نمائیم در عهد و پیمان یزدانی ثابت شویم. حضرت عبدالبهاء این نكتۀ مهم را شدیداً تأكید و اهل بهاء را چنین نصیحت و تعلیم میفرمایند:
حضرت عبدالبهاء در چند مورد ثبوت و رسوخ در عهد الهی را از «أهَمِّ اُمور» توصیف و به اطاعت از رئیس امرالله منوط میفرمایند.(۷۴)
افزایش و شكوفائی ثبوت و رسوخ در عهد و پیمان جمال سبحان یكی از اصول اصلیۀ لازمۀ مكمّلۀ مرحلۀ پیشرفت و دورۀ ترقّی و تكامل روحانی انسان است که به وسیلۀ مطالعه و مُداقّه در تعالیم بَهیّۀ بهائی قابل حصول است و با تخلّق به خُلق كریم و سُلوك در مِنهَج قویم و زینت به آداب روحانی و خصائل و فضائل رحمانی مُندَمِجه در تعالیم مباركه وصوم و صلاة و تلاوت الواح و آیات مقدسه و دعا و مناجات و تمسّك به اصول معنوی و اخلاقی و تبلیغ امرالله و مشاركت در مجهودات اداری امری و تقدیم تبرعات، تقویت و تزیید و تشدید می یابد و اینها تنها برجسته ترین اعمال و نمایان ترین روش های سیر مراتب بلوغ و كمال در ثبوت و وفا به عهد أتمِّ أقوَم رَبِّ متعال است. با اجراء این اعمال هر شخصی باید در سبیل تزیید معارف امری و بسط و ازدیاد آگاهی خود از اختیارات و اقتداراتی كه جمال اقدس ابهی به مؤسسات فخیمه و مشروعات امریۀ الهیه خویش اِعطا فرموده مستمراً ساعی و كوشا باشد. تماس و ارتباط با ناقضین میثاق چگونه است؟ در هیچ جا و موردی از تعالیم مباركه تأكیدی شدیدتر از لزوم حتمی و قطعی و امر به اجتناب و دوری از معاشرت و تماس با ناقضین و ناكثین عهد متین جمال مُبین نگردیده است. كلمات تامّات و عبارات باهرات صادره از یَراعۀ حضرت عبدالبهاء در الواح مباركۀ وصایا را مورد مُعاینه و مُداقّه قرار دهید كه می فرماید، قولهُ عَزَّبیانُهُ:
مولای توانا كراراً و مراراً با بیاناتی به همین شدت مهیمن و متقن ضرورت این امر لازم را گوشزد نموده اند.
علت ممانعت از تماس و معاشرت با ناقضین چیست؟ در ظهورات الهیه مظاهر مقدسه مُبیّن حقایق نورانیۀ رحمانیه می باشند. اكثر اوقات این حقیقت كاملاً بدیع و منیع و ماوراء نوع معرفت و بصیرت و آگاهی و دانشی است كه تنها با استفاده از طریق عقلی و روش های منطقی حاصل گشته. در بیانات و تعالیم مباركه مثالی مندمج است كه نقض عهد و میثاق یزدانی را به حالت و مزاج روحانی مُسری تمثیل و توصیف می كند كه مستقیماً و كاملاً مشابه و قابل مقایسه با امراض مُسری جسمانی است كه طی قرن ماضی علم طب با آن آشنا و از آن اطلاع یافته است. در جواب این سئوال كه یكی از احبا از حضرت عبدالبهاء می نماید مرقوم فرموده اند، قولُهُ المُبین:
در جای دیگر آن هیكل أنور أطهر فرموده اند:«باید نفوس مباركه را از روائح كریهه و امراض مُهلكۀ روحانی محافظه و صیانت كرد و الّا نقض نظیر مرض طاعون سرایت می كند و كلّ هلاك می شوند.» (۷۹) «انسان باید با نفوسی كه بر عهد و میثاق الهی ثابتند معاشرت نماید و با أبرار الفت كند زیرا قرین سوء سبب می شود كه سوء اخلاق سرایت نماید نظیر مرض جذام كه ممكن نیست انسان با مجذوم الفت و معاشرت نماید و مرض جذام سرایت نكند این به جهت حفظ و صیانت است.» حضرت ولی امرالله بیانات تامّات مشابهی فرموده و با اشاره به ناقضین پركین عهد الهی مرقوم داشته اند: «آنها گرفتار و مبتلا به چیزی شده اند كه ما باید آن را بمثابه یك مرض روحانی مُسری تعبیر و تعریف و توصیف نمائیم.» (۸۰) همچنین مولای توانا اشاره می فرمایند: «جمال اقدس ابهی و حضرت مولی الوری به ما فرموده اند با وجود این برای آنها دعا نمائیم.» (۸۱) مشابهت مرض جسمی مُسری را با تمثیلی دیگر می توان قیاس نمود؛ ما شخصی را كه مبتلا به یك ناخوشی مُسری شده در قرنطینه نگاه می داریم لیكن برای شفای او هم دعا می كنیم. به هیمن نحو ما با ناقضین میثاق معاشرت نمی نمائیم ولی در عین حال برای نجات آنان از مرض سخت روحانی دعا و رجاء بهبودی و شفا می نمائیم. آیا این تعلیم أقوم أمر أعظم جمال معبود آزادی این فعلۀ وجود را محدود نمی نماید؟ كلیۀ قوانین و فرائض و احكام بهائی را منع قیودی است كه حدود رفتار و گفتار و كرداری كه برای یك نفر بهائی مجاز است مشخص می سازد؛ از قبیل حكم اداء نماز كه فرض و از واجبات است و قید مدتی برای گرفتن روزه كه سالی نوزده یوم تعیین گشته و همچنین حكم اجتناب از شرب مسكرات و افیون و منع استعمال مواد مخدّره و غیره. معهذا این قیود و فرائض آزادی كسی را محدود نمی نماید بلكه برعكس هدف و مقصود تعالیم مباركۀ بهائی ترویج آزادی حقیقی از طریق استخلاص شخص از قید خوی طبیعی و طبیعت مادی او می باشد. در این مقام این بیان أحلی از قلم مُلهَم أبهی صادر گشته، قولهُ عَزَّ ذِكرُهُ:
با نظر و توجهی در این زمینه امر اجتناب از ناقضین میثاق الهی از لحاظ تعالیم مباركه جزئی از فرائض و دستورالعمل و قواعد و روش و رفتاری است كه یك فرد بهائی قادر است با رعایت آن به درجه و میزان بیسابقه ای از آزادی و بهجت و سرور و آرامش خاطر حاصله آن فائز گردد. آیا این دستور مبرم عدم معاشرت با ناقضین پیمان مُباین آرمان آئین مُبین بهائی جهت ترویج وحدت عالم انسانی نیست؟ بیت العدل اعظم الهی یك اصل حیاتی را تفسیر و توضیح فرموده اند كه برای این سئوال مأخذی مُتقن و جوابی كلی و مُقنِع و مُبرهن است.
باتوجه و به كار بستن این اصل مسلم بخوبی واضح و روشن میگردد وحدتی را كه امر اعظم الهی بطور روز افزون و مستمر در جهان تأسیس و مستقر میسازد وحدتی است كه در اثر اطاعت و انقیاد از تعالیم الهیّه ایجاد می گردد و حال آنكه جمیع انواع و اشكال مختلفۀ دیگر وحدت موقت و بالمآل محكوم به زوال و اضمحلال است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
و نیز می فرمایند:
علیهذا تماس با ناكثین پیمان منجر به گسترش و انتشار نقض میثاق یزدانی و بالنتیجه تشتیت شمل یاران و تخریب وحدت شریعت مقدّس حضرت رحمن می گردد و چنانچه جامعۀ بهائی منقسم و متفرّق گردد قادر به اجرا و انجام وحدت عالم انسانی نمی گردد. قوه فائضۀ نافذۀ میثاق نیّر آفاق از توالی و تتابع وقوع اینگونه حوادث فاجعه انگیز و مصیبت آمیز ممانعت و جلوگیری می نماید. همچنین به موجب مَواعید موعوده در تعالیم مباركه وحدت جامعه بهائی قطعیاً محفوظ خواهد ماند بلكه بنحو دائم التزایدی توسیع می یابد تا جمیع نوع بشر را در آغوش مهرنوش خود گیرد و با وحدت عالم انسانی ملكوت الهی را در عالم أدنی و بر صفحۀ غبرا مستقر و برپاسازد. چون طبق تعالیم مقدسۀ بهائی تحرّی حقیقت برای هر شخصی لازم و واجب است آیا نبایستی من نقطه نظرهای یك ناقض پیمان را تحقیق و بررسی نمایم؟ تحرّی حقیقت یكی از أوامِر الهیّه است كه در تعالیم بهائی مكرّر تأكید گشته و در اثر این عمل است كه یك مُتحرّی حقیقت با تحقیق و تحرّی در صحّت ادعای مظهر امرالهی و معرفت مشرق قدس صمدانی به انوار شمس هدایت مُهتدی و جمال أزلی را مُقتدی می گردد. حضرت بهاءالله جَلَّ شأنُهُ مظاهر مقدسه الهیه و مشارق حكمت ربانیه را بمنزله مجاری بیانات ازلیّه و مخازن لئالی علمیّۀ الهی تعریف و توصیف و در لوح سلطان می فرمایند: «كلمات مخزن حقند و معانی مودوعه در آن لئالی علمیّۀ سلطان احدیّه» (۸۶) این طلعات مقدسه خود را مظاهر حقیقت الهیّه و مطالع صفات غیبیّه و اسرار صمدانیّه می دانند. اقبال به ظهور مظهر امر غنیّ متعال حاكی و مُستلزم قبول ظهور مُكلّم طور بمثابه مخزن حقیقت ربانیّه و معدن علم و حكمت حضرت احدیّت است. مؤمن و معتقد به این واقعیت سپس به عمل مُهیّج و شورانگیز و بی پایان تحرّی حقیقت مكنونۀ مخزونه در ظهور قدس الهی در حالی كه مُجهّز به سلاح ایمان تزلزل ناپذیری در قدر و مُنقبت و بهاء آن ظهور مالك اسماء میباشد، مبادرت می نماید. هرچند معنی و مفهوم ظهور حیِّ قیّوم و سلطان وجود نامحدود است لیكن اوامر و احكامش صریح و روشن و تابع هرگونه توضیحات اضافی لازم و ضروری است كه از طرف مشروعات و مؤسسات اداری مخصوص و مشخصی داده می شود، نفوسی كه قبول می كنند ظهور الهی منبع تجلّی فیض نامتناهی و ابلاغ حقیقت و كاشف اسرار ربانی است پس از آن موظفند دستوراتش را با ایمان و در نهایت صدق و صفا و خلوص و وفا رعایت نمایند و حرمت گذارند و مجری سازند. حضرت بهاءالله میفرمایند:
بیت العدل اعظم الهی این موضوع را روشن ساخته می فرمایند:
آیا اجتناب از شخصی كه ناقض میثاق الهی است و با اینجانب تماس گرفته و به وسیلۀ تلفن یا نامه و مكاتبه داخل مذاكره گردیده از شیَم مَرضیه و حسن سلوك به دور نیست و رفتار بدی تلقی نمی گردد؟ آداب و اخلاق حمیده یا یك اصل و قاعده برای رفتار و كردار طیّبۀ خالصه مُهَذَّب و پسندیده اصولاً منشعب و منبعث از تعالیم مباركۀ مظاهر مقدسۀ الهیّه است كه نوع بشر را در اثر ظهورات متتابعۀ متوالیۀ حَماماتِ اَزلیّه از اعماق هَفواتِ توحّش و حُفرات بربریّت به اوج عزّت و سعادت و مَدَنیّت و راحت ارتقاء داده است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
ایضاً می فرمایند:
علیهذا نفسی كه در ظل شریعۀ مقدسۀ رحمانیه و مطیع و مُنقاد تعالیم مباركه مظهر ظهور الهی است هرگز نمی تواند شرعاً و قانوناً متهم به نكث حسن سلوك و اطوار گردد، بلكه تعالیم ربانیّه اینگونه روش و حركات را تعریف و تمجید و در زمرۀ رفتار و كردار نیك محسوب می نماید، فی الواقع اطاعت از دستورات و تعالیم صمدانیّه راجع به عدم معاشرت با ناقضین میثاق حضرت احدیّت مُبَیِّن اَعلی و اَشرف طرز رفتار مُهذّب و خلوص و پاكی و صفا و كردار حمیدۀ مرضیّه و وفا است. زیرا این روش ممدوحه مطابق مشیّت ربانی و نصایح و وصایای یزدانی در این عصر فرخنده و مُشعشع الهی است. چگونه می توانیم یك ناقض عهد سبحانی را بشناسیم؟
اگر چنانچه بموجب مدرك مشهود معلوم و ثابت و محقّق شد چنین شخصی وجود دارد در آن هنگام موضوع دیگر مربوط به شخص نمی شود و مورد توجه تشكیلات اداری امری واقع می گردد و در این مقام فقط بیت العدل اعظم الهی و حضرات ایادی امرالله می توانند مشخص و معیّن نمایند كه چنین نفسی از ناقضین و ناكثین عهد مولی العالمین است و لاغیر. چگونه ناقضین ساعی و كوشا می شوند تا احبّا را تحت نفوذ و تأثیر خویش قرار دهند؟ ناقضین عهد اَتمّ اَقوَم جمال قدم سعی می كنند با به كاربردن انواع حِیَل و تماس های مختلفۀ پردامنه به منظور كلی وارد ساختن یك نفر بهائی در مباحثات گسترده و طولانی خویش با عطف توجّه به نظریات مُفصّل خود مُشارٌاِلیه را تحت تأثیر و نفوذ خود قرار دهند. با اوراق ناریه و آثار منتشرۀ ناقضین عهد ربّ البریّه چگونه باید معامله نمود؟ خطر عظیم متضمّن قرائت اخبار و مواد نامه ها و مقالاتی است كه ناقضین عهد جمال قیّوم، مرقوم نموده اند و از این نظر شدید ترین اخطارات و انذارات جهت حذر از اینگونه اعمال پروبال اهل ضلال صادر گشته. راجع به این مقال بیت العدل اعظم الهی مرقوم فرموده اند:
یك مؤمن مُخلص جانفشان امر یزدان كه در ظلّ تعالیم الهیّه و عنایات رحمانیّه پرورش یافته و مبانی ایمانی او تقویت و تحكیم و گرانمایه گشته و در اثر ایمان به حضرت بهاالله با بال و پر ایقان در اوج سماء عرفان حضرت رحمان در طیران است طبعاً هرگونه جهد جهید و سعی بلیغ مبذول می دارد تا ازبرخورد با هر رویداد و حادثه ای كه بنیان ایمان اورا متزلزل سازد و اساس اعتقادش را به مالك عباد و سلطان ایجاد براندازد و بر باد دهد یا خاطر و فكر او را در معرض روحیّۀ نقض پیمان كه مُخرِّب روح ایمانی انسان است قرار دهد جدّاً احتراز نماید. با مطالبی كه شخصی قبل از نقض میثاق هیكل قیّوم مرقوم داشته چطور باید عمل نمود؟ این مسئله از حضرت ولی محبوب امرالله درباره كتابی كه روحی افنان راجع به تصوّف و مسائل عرفانی قبل از آنكه نقض پیمان نماید نوشته بود سئوال گردید ، مولای توانا در جواب فرمودند: «استفاده نمودن از كتاب روحی راجع به تصوّف بلامانع است.» (۹۳) ادعای این اصل مهم مستلزم رعایت احتیاط و حكمت و درایت است زیرا تمایلات فكری و حالات روحی متزلزل و تراوشات نقض عهد در نوشتجات هر شخصی قبل از آنكه مُعیّن و مُسَجَّل گردد كه ناقض میثاق است امكان دارد به شكل و طرز ملایمی زیركانه و مكارانه بیان شده باشد، در مواردی كه هرگونه شكّ و تردید و امر غیر مُسَلّمی باشد باید با مؤسّسات و تشكیلات اداری امرالله مشورت نمود. فی المثال ناقضین عهد ربّ متعال ممكن است به یك نفر بهائی مراجعه و با اظهار علاقه به اصل وحدت، آن را مطرح و اساس لزوم معاشرت مُشارٌاِلیه با آنها بدانند و توجیه نمایند؛ یا یك نفر بهائی را برای تحرّی حقیقت، دعوت به استماع اظهارات و اَدلّۀ خویش و مُحاجّه و مُحاوره و مجادله نمایند. همچنین امكان دارد تملّق و مُداهنه یا اِستهزاء و سُخریّه را جهت ترغیب و تحریك و برانگیختن یكی از احبّا جهت مباحثه با آنها بكار برند؛ ممكن است هنگامی كه یكی از ناقضین میثاق به یكی از احبّا تلفن می كند و مُبادرت به بیان نظریات خویش می نماید تشریفات دوستی و روش نیك متعارف و متداول را بكار برد زیرا اطمینان دارد كه «آداب حمیده و اطوار و رفتار پسندیده» مانع قطع یك جانبۀ مذاكرۀ تلفنی از طرف شخص بهائی خواهد گشت...ناكث پیمان الهی ممكن است با طرح اینكه او در شرف ورود مجدّد به امر اعظم مالك قدم است لیكن اقبالش مستلزم روشن ساختن فقط یك نكتۀ كوچك مبهم به واسطه یك نفر بهائی است، مُشارٌاِلیه را وسوسه و برای وارد ساختن او به مباحثه اِغوا نماید. اینگونه اَمثله تنها هوشیاری و دقّت و توجّه و مراقبت را تأكید و تصریح و مُصَوَّر و روشن و مُبَرهَن می سازد. با اشاره به ناقضین عهد مولی العالمین، حضرت ولی امرالله می فرمایند:
ناقضین عهد اَوفی در سبیل مُجاهدت جهت به دام انداختن احبّا و مشاركت دادن آنان در نقشه ها و دَسائس خویش ممكن است ظاهر بیگناهی و خلوص یا حتی حالت پرهیزگاری و تقوی به خود گیرند، لیكن یك چنین صورت ظاهر بلاتقصیری نبایستی این حقیقت را كه یك ناكث پیمان امراَتمِّ اَقوَمِ سلطان قِدَم از یكی از اَهَمِّ احكام آئین مَلیكِ عَلّام تخلّف ورزیده و نقض عهد كرده و در وضع و حال پُرمَلال یك مریض روحانی به سر می برد در استتار اندازد و بارقۀ حقیقت پرانوار را آلوده به غبار و تیره و تار نماید. سال های بسیار قبل جناب ابوالفضائل گلپایگانی عریضه ای به حضرت عبدالبهاء نگاشت و اظهار نگرانی كرد و رجا نمود در مورد ناقضین عهد اَبهی آن غُصن دوحۀ بقا وی را به مدینۀ محمود اطمینان و به مِصر عِزِّ ایقان و رضای جمال قدس جانان دلالت و هدایت نمایند. در جواب خطاب به آن قُدوۀ اَصحاب، حضرت عبدالبهاء در دو لوح منیع مورّخۀ ۲۶ شوال ۱۳۱۴ و سنۀ ۱۳۱۵ هجری كه به لوح هزار بیتی در بین احبّای ایران مشهور است می فرمایند، قولهُ عَزَّ بُرهانُهُ:
یك نفر بهائی كه با عزم راسخ به تعالیم مباركۀ حضرت بهاءالله معتقد و متمسّك می گردد در امر اعظم مُحییِ رِمَم مُحكم و ثابت قدم است و با ایمان و ایقان حقیقی، اَوامِر الهی را بی چون و چرا اطاعت و اجرا می نماید مطمئن است كه تحت صون و حمایت عهد و میثاق ملیك آفاق مُستظل و از دسترس ناقضین پیمان حضرت بیچون بیرون و از هر لغزش و خسران و زیان محفوظ و مصون و در اَمان است. یادداشتها: ۷۳ – ترجمه. «دیانت جهانی بهائی به قلم حضرت عبدالبهاء، ص ۴۲۵ و۴۲۶، و مكاتیب جلد۳، صفحۀ ۳۰» |

